تبليغاتX
پان ایرانیست نیوز
آخرین اخبار و رویداد های حزب پان ایرانیست

پاینده ایران

 

گزارش مراسم یادبود سرور مهندس سیاوش صفارپور

روز دوشنبه برابر با دوازدهم دی ماه 1384 خورشیدی طبق برنامه ریزی قبلی قرار بود که بین ساعت 3 تا 5 بعد از ظهر مراسم یاد بودی در منزل مسکونی مرحوم سیاوش صفارپور(فرزند بانو صفارپور عضو شورای عالی رهبری حزب پان ایرانیست) برگزار شود.از آنجا که پیش بینی میشد منزل ایشان نتواند پذیرای خیل دوستان و سرورانی که برای ادای دل آرامی و تسکین ایشان حاضر میشوند کافی باشد به همین منظور مکان سالن مانندی که در زیر زمین منزل ایشان قرار دارد و چند ماه قبل برای برگزاری کنگره دهم حزب پان ایرانیست انتخواب شده بود برای این کار تدارک دیده شد.

سالن بنحو زیبائی آراسته به درفشهای حزبی و پرچم شیروخورشید و تصاویر سرباز ایرانپرست مرحوم سیاوش صفارپور شده بود.گروهی از میهمانان حاضر افرادی بودند که از چند روز قبل از سراسر نقاط کشور برای شرکت در مراسم تشیع جنازه مرحوم سیاوش صفارپور خود را به تهران رسانده بودند و این چند روز را در تهران مانده بودند.با آنکه قرار بود مراسم از ساعت 3 آغاز شود بسیاری از دوستان از ساعتهای پیش از ظهر در مکان حظور بهم رسانده بودند. سروران حزبی ار اقصی نقاط کشور از پایگاه ارس و آذربایجان گرفته تا سیستان و بلوچستان و پایگاه خوزستان،کردستان و مهاباد و کرمانشاه واصفهان و خراسان و...همگی به  هر زحمتی بود خود را برای برگزاری این مراسم یاد بود به تهران رسانده بودند،دوستان دانشگاه و بسیاری از هم کلاسی ها،اقوام و آشنایان خاندان صفارپور و غلامپور نیز در این مراسم حضوری چشمگیر داشتند...

راس ساعت 3 جمعیتی در حدود 400 نفر در زیر زمین که بطور کامل در آن صندلی چیده شده بود جمع شده بودند مراسم با سخنان سرور شهریاری آغاز شد و پس از ایشان سخنرانان هم کدام با حظور در پشت بلندگو به ایراد سخنانی در یادبود مرحوم سیاوش و یا خواندن قطعه شعری یا مدحی در احوال آن روانشاد پرداختند هر چه زمان میگذشت بر جمعت حاضر افزوده میشد و سالن قادر به گنجایش حاضرین نبود و بیشتر مراجعه کنندگان مجمور بودند که در راه پله و یا پارکینگ طبقه فوقانی سالن منتظر بمانند...

در میانه مراسم بود که بانو زهرا صفارپور مادر شادروان سیاوش صفارپور علارقم تمام درد و آلام از دست دادن فرزند ناکام و جوان خویش به پشت تریبون آمدو ضمن تشکر از حضور تمامی سروران حاضر به ایراد سخنانی پرداخت که هر انسان خردمندی را به فکر فرو میبرد.ایشان از اعلامیه تحریم سیاوش در مطبوعات شروع کرد بگفتن،که هیچ روزنامه ای حاضر به چاپ اعلامیه تحریم مرحوم سیاوش صفارپور نشده چون 3 کلمه ایرانپرست،سرباز فداکار وطن و حزب پان ایرانیست در متن تمامی آن آگهی های یادبود بوده... سپس از سیاوش گفت از اپتدا تا بالیدن و بزرگ شدن و درس خواندن از خاطرات مدرسه و از آن روزی که نام سیاوش را در بستان علوی نوشته بود...و مرحوم صفارپور بعد از آنکه فهمیده بود با ناراحتی آمده بود و دست سیاوش را گرفته بود و از آن مدرسه برده بود و گفته بود که من نمیخواهم فرزندم به مدرسه ای برود و بر سر کلاسی بنشیند که بر بالای سقف آن خون مردان بزرگ این سرزمین را ریخته اند و...

بانو صفارپور گفت و گفت از ایستادگی خودش و اینکه مرگ فرزند دلبندش او را در راه آرمان مقدس پان ایرانیسم مصمم تر کرده است و اینکه او اینجاست با تمام درد ها و رنجهایش اما آنچه والاتر است جوانان این مرزو بوم و ملت بزرگ ایران است که زیر رنج و درد این نظام فرقه ای روزانه درد میکشند... تا رسید به شب چهارشنبه هفتم دی ماه، شبی که خود من نیز برای آخرین بار سیاوش را دیدم،هنوز بیاد دارم آن چهارشنبه شب را ما در دفتر سرور پزشکپور(دفتر حزب پان ایرانیست) مراسم سوگند خوردن چهار عضو جدید را داشتیم و من دست تنها بودم و برای تدارک دیدن محل سوگند خوردن سیاوش به کمک من آمد با هم گپ زدیم و پیرامون مسائل مختلف سخن گفتیم و مراسم به خوبی انجام شد و... سیاوش رفت و دیگر در میان ما نیست اما یاد و خاطرش با همه ماست...

بر عکس انتظار ما مراسم به درازا کشید و کم کم میهمانان و سروران از حدود ساعت 6 شروع به ترک محل کردند و هرکس در دفتر خاطراتی که به همین منظور تدارک دیده شده بود چند خطی را به یاد سیاوش نوشت و رفت. با رفتن تدریجی میهمانان و سروران و جمع کردن مکان برگزاری مراسم سپس یک گپ سیاسی گرم با حظور بسیاری از نیروهای جوان دختر و پسر حزب در منزل بانو صفارپور و البته ابراز دل آرامی و هم دردی مجدد با ایشان حدود ساعت 10 منزل ایشان را ترک کردیم هوا سرد بود بسیار سرد و تا مغز استخوان آدم را میسوزاند و خستگی هم مزید بر علت....

بر روان سرور مهندس سیاوش صفارپور سرباز میهن و پان ایرانیست ایران پرست درود باد

 

پاینده ایران

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 15:13  توسط فريد  | 

پاینده ایران

 

دل آرامی

 

بانوی گرانقدر سرور زهرا صفارپور عضو شورای عالی

رهبری حزب پان ایرانیست در گذشت نابهنگام

سرورسیاوش صفارپور 

 فرزند عزیز و دلبندتان را صمیمانه به شما تسلیت گفته

ما را

در غم خود شریک بدانید

پاینده ایران  

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1384ساعت 1:33  توسط فريد  | 

متن کامل مصاحبه سرور دکتر منوچهر یزدی با سایت تبریز نیوز

 

پيمان پاك مهر: پیشه وری که بود و به کدام یک از زوایای شخصیتی  و سياسي وی تابحال کمتر پرداخته شده است؟

 

"منوچهر يزدي":نام "سید جعفر پیشه وری" در تاریخ سیاسی ایران با کوشش های وی از زمینه فعالیت های کمونیستی و سردمداری فرقه دمکرات و نیز جدایی طلبی آذربایجان همراه بوده است.

پیشه وری که قبلاً به جوادزاده و یا پرویز شهرت داشت در ماجرای جنگل بهمراه با احسان اله خان با دولت مرکزی می جنگید، پس از ایجاد شکاف و اختلاف بین میرزا کوچک خان و یاران کمونیست اش ، شهر رشت را به احسان اله خان واگذار نمود و خود به جنگل پناه برد.

احسان اله خان و خالد قربان در رشت کمیته ای بنام جوانان کمونیست ایران تشکیل دادند و به تبلیغ مرام کمونیسم پرداخته و به آزار مالکان و شخصیت های محترم و معروف دست زدند و حتی مردم را وادار میکردند که علامت داس و چکش را بر روی سینه هایشان نصب نمایند . چیزی نگذشت که احسان اله خان «دولت انقلابی» تشکیل داد و سیدجعفر جوادزاده (پیشه وری) را به سمت «کمیسر امور داخله» انتخاب نمود. پس از فروپاشی نهضت جنگل و از پای درآمدن پست انقلابی که یادگار دخالت های دولت شوروی بود، پیشه وری به تهران آمد و به جریان های کمونیستی ملحق شد ولی در سال 1308 در دوره رضاشاه بازداشت شد و همراه دوستانش که آنان نیز سرسپرده حزب کمونیست شوروی بودند نظیر دکتر سلام اله جاوید، رضا روستا، آرواتیس آوانسیس، یوسف اقماری و تنی چند تا پایان سلطنت رضاشاه در زندان ماندند و با حمله روسها به ایران آنان نیز از زندان آزاد شده و تحت حمایت ارتش سرخ به تشکیل و تأسیس حزب توده پرداختند.

پیشه وری در این موقع در تهران به انتشار روزنامه ای بنام آژیر به زبان فارسی اقدام نمود و در انتخابات دوره چهاردهم مجلس شورای ملی بکمک  روسها به نمایندگی مجلس برگزیده شد ولی اعتبارنامه او بدلیل سوابق سیاسی اش در مجلس رد شد.

پیشه وری این بار با انگیزه بیشتر به تبریز مراجعت کرد و با دریافت دستورات صریح از باکو و نیز حزب کمونیست مسکو و مقامات دولتی اقدام به تشکیل فرقه دمکرات آذربایجان نمود . فرقه دموکرات با اشاره دولت شوروی و حمایت مالی و انسانی آن کشور به تشکیل دولت و تعیین وزرا و انتخاب استاندار و فرماندار و سرگروه فدایی بجای ارتش آنهم از میان پایین ترین قشر جامعه پرداخت . اولین اقدام پیشه وری در زمینه جدایی آذربایجان از ایران ، ممانعت از خط و زبان فارسی در تمام زمینه ها بود و سپس به غارت اموال مالکین و اعدام مبارزان و سرکوب نظامیان و بی حرمتی به شخصیت های صاحب نام پرداخت.

 

پيمان پاك مهر:چرا عده اي مي خواهند از  پیشه وری  چهره ديگري بسازند؟

 

"منوچهر يزدي":جای شگفتی نیست اگر عده ای بخواهند از پیشه وری شخصیتی قابل قبول و مشروع بسازند ، زیرا ایران هرگز خالی از عناصر خائن و وطن فروش نبوده است و این افراد بدلیل جاه طلبی های شخصی و یا نزاع های سیاسی و یا مال پرستی ، دامان بیگانه غلطیده اند و منافع ملت و مصالح کشور را فدای امیال و غرض های خود کرده اند!

کسانی که می خواهند از پیشه وری چهره ای مشروع بسازند ، حتماً با هویت ایرانی و فرهنگ ایران زمین و استقلال این کشور و یا حفظ و پاسداری از تمامیت ارضی ایران مشکل دارند و دانسته یا ندانسته به صف دشمنان این مرز و بوم پیوسته اند. ما نمی دانیم چگونه میتوان از شخصیتی که همیشه عمر در خدمت مطامع بیگانه بوده است و خون عده ای بیگاه را در راه پاره پاره کردن ایران بر زمین ریخته بدفاع برخاست. مگر اینکه یا ایرانی نباشند یا با شعور و خرد سیاسی فرسنگ ها فاصله داشته باشند.

شرح خیانت های سران حزب توده و فرقه دمکرات آذربایجان و کردستان را باید از قلم و بیان رهبران این سازمان ها خواند و شنید. خاطرات ایرج اسکندری، فریدون کشاورز، انور خامه­ای، نورالدین کیانوری، احسان طبری، جهان شاهلو و ده ها کتاب و سند و مدرک که چاپ شده دور از دسترس همگان قرار دارد مملو از ارتباط متفاوت دولت های بریتانیا و شوروی با پیشه وری و افرادی از این نوع می باشد که جای هیچگونه شکی در وابستگی فرقه دمکرات برای ما باقی نمی گذارد.

اینگونه افراد می توانند این اسناد و مدارک و اعترافات ببندند و سیاه را سفید ملاحظه کنند اگر پیشه وری و یاران دولت و حکومت مردمی و قبول عام را داشته اند چرا هنگامی که شوروی نیروهایش را از ترس واکنش آمریکا از آذربایجان بیرون برد. پیشه وری و هیأت دولت ایشان فرار را برقرار ترجیح دادند و حکومت مردمی شان را رها کردند و به ارباب پناهنده شدند!؟ چرا از نیروهای انقلابی شان برای نبرد با ارتش شاهنشاهی استفاده نکردند و میدان جنگ را رها کردند و به آن سوی مرز گریختند؟ اگر این رهبر خلق تُرک ، آلت فعل نبود چرا با اشاره اربابان مسکو، تاج و تخت و شکوه و قدرت را رها کردند و رفتند؟! مگر آقای پیشه وری شعار نمیدادند ....«ئولمک وار- دونمک یوخدور»؟ پس این عربده کشی ها چه شد.

 

پيمان پاك مهر:در دوران پیشه وری ، کشورهای بیگانه بویژه شوروی سابق، چه اهدافی را در میهن مان ايران دنبال   می­کردند؟

 

"منوچهر يزدي":در جریان جنگ دوم جهانی که آلمان به شوروی حمله کرد- دولت های آمریکا و انگلیس و شوروی در یک توافق سیاسی تصمیم گرفتند با عبور از ایران و ارسال اسلحه به پشت جبهه روسیه را تقویت نمایند. در پی این هدف، روز سوم شهریور 1320 – ایران از سه طرف مورد حمله قوای متفقین قرار گرفت و خاک ایران اشغال گردید ... اما در پی این استراتژی نظامی اهداف سیاسی و اقتصادی دیگری هم دنبال میشد- مثلاً دولت انگلیس در پی تسویه حساب با رضاشاه بود زیرا طی 16 سال سلطنت اش زیر بار هیچیک از مطامع آن دولت نرفت و عوامل انگلیسی را از جبهه قدرت رانده بود. بنابراین دولت برتیانیا قصد داشت با استفاده از این فرصت ، رضاشاه را برکنار و به ادامه سلطنت پهلوی با تأسیس یک حکومت صوری خاتمه دهد. که البته برکناری و تبعید رضاشاه برخلاف همه موازین بین المللی انجام گرفت ولی ممانعت از سلطنت محمدرضاشاه بدلیل مخالفت ها و تلاش های، فروغی و ساعد میسر نگردید.

دولت آمریکا به این نیت وارد جنگ شده بود تا به سیاست «حونرو» خاتمه داده در خاورمیانه به گسترش نفوذ خود بپردازد. از نظر آنان ایران با توجه به وسعت و جمعیت و اهمیتی که داشت میتوانست در آینده مفید فایده واقع شود. بویژه نفت ایران آنهم در منطقه خلیج فارس رمز موفقیت استراتژیکی این کشور در همسایگی با اتحاد جماهیر شوروی، برای آمریکایی ها جذابیت داشت.

اما دولت شوروی در پی تسخیر قسمتی از خاک ایران و سپس نفوذ به سراسر کشور و بالاخص راه یابی به خلیج فارس بود ، نفت شمال نیز برای آنان وسوسه انگیز بود.

بنابراین پس از پیروزی متفقین در جنگ هریک از دولتها در پی رسیدن به اهداف خود بودند. از این روی دولت روسیه شوروی که متعهد شده بود استقلال ایران را محترم شمرده و خاک ایران را ترک کند، به بهانه اخذ امتیاز قرارداد نفت شمال تن به خروج نیروها نمیداد و بساط فرقه سازی و تجزیه طلبی را بدست عوامل مزدور خود براه انداخت.

بنابراین حزب توده – فرقه دمکرات آذربایجان و حزب ایران- مثلث شومی را تشکیل داد و آذربایجان را جولانگاه مطامع بیگانه و صحنه فریب و ریا و خونریزی و قساوت ساخت و حاصل آن که پیشه وری رهبر این مصیبت سیاسی پس از شکست، در کشور بیگانه و در منتهای سرخوردگی و ندامت افتاد و سرد و خاموش و با بی حرمتی، بقتل رسید... او دیگر یک قهرمان نبود...

 

پيمان پاك مهر:چرا ارتش شاهنشاهي ايران در سال 1324 به  آذربایجان آمده و  واکنش مردم چه بود؟

 

"منوچهر يزدي":ارتش ایران در سال 1324 برای خاموش کردن نداهای شوم تجزیه طلبی که از حلقوم فرقه دمکرات آذربایجان بیرون آمده بود، از تهران به سوی آذربایجان اعزام شد ولی در قزوین با مقاومت و ممانعت ارتش سی هزار نفری شوروی مواجه گشت... یک سال طول کشید تا مذاکرات قوام السلطنه نخست وزیر ایران با استالین و نیز فشارهای دیپلماتیک انگلیس و آمریکا و حتی اعتراض ایران در سازمان ملل بجایی نرسید.

عاقبت شاهنشاه ایران (علیرغم میل باطنی قوام السلطنه و با آگاهی از مقاصد آمریکایی) طرح حمله نظامی را با رزم آرا و سرلشگر ارفع تدارک دیدند و هنگامی که عقب نشینی ارتش سرخ را بدلیل تهدید نظامی آمریکا مشاهده کردند درنگ را جایز ندانسته و فرمان حرکت قوای نظامی ایران را به سوی آذربایجان صادر کردند، ارتش شاهنشاهی ایران از زنجان همه جا با استقبال پرشور و گریه مردم و همکاری و همراهی خوانین محلی و نیروهای مردمی مواجه شد و قبل از آن که این نیرو به تبریز برسد کار پاک سازی شهرها توسط مردم آزاد شده و غیور صورت می پذیرفت و عناصر خائن را به سزای اعمالشان میرسانند.

ارتش شاهنشاهی ایران در میان جشن و پایکوبیِ مردمی که بوی عفونت جدایی رنج شان داده بود وارد شهرها شدند. در 21 آذر 1335 پرچم سه رنگ ایران زمین در سراسر خاک آذربایجانِ از بند رسته به احتزاز درآمد و مردم این سامان، پیروز و سرفراز از این آزمون تاریخی سربرآوردند.

 پاینده ایران                                            

هفت پیمان(تارنگار فرمان آریا)

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 20:37  توسط   | 

هم ميهنان گرامي

 

وبلاگ http://paniranistnews.blogfa.com تا چند روز

دیگر فعالیت خود را از سر می گیرد

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 16:12  توسط پان ایرانیست  | 

دروغی بزرگ در سایت بازتاب!

اخیرا در سایت بازتاب خبری سراپا کذب و مجعول درباره کنگره دهم حزب پان ایرانیست، با اعداد و ارقام کاملا نادرست و بی اساس منتشر شده است که:

۱ـ هم آهنگی تنظیم کننده خبر را با اداره کنندگان سایت مزبور به روشنی نشان می دهد و معلوم نیست که این بار همچون نظایر گذشته، چه وعده های رنگینی به این گونه اقدامات ننگین داده شده است؟!

۲ـ در دهه های گذشته نیز درباره حزب پان ایرانیست، نظیر این گونه موضوعات نادرست و مخدوش، بارها از سوی فریب خوردگان حاکمیت مطرح شده است ولی پان ایرانیست ها در برابر این نوع مسائل بی ربط، هرگز خم به ابرو نیاورده و همچنان مصمم و با اراده راسخ و با گام های استوارتر، مبارزات خود را دنبال کرده اند و در این میان تنها فریب خوردگان نتوانسته اند طرفی بربندند و به قول معروف در نهایت فقط سیه رویی نصیب آنان شده است!

۳ـ ملت ایران این گونه ترفند های زشت، ننگین، چرکین و شرم آور را می شناسد و این ها خود دلیل محکمی بر حقانیت مبارزاتی حزب پان ایرانیست می باشد.

۴ـ حزب پان ایرانیست ضمن محکوم کردن این شیوه رسوا و شناخته شده که می توان گفت بخشی از یورش همه جانبه حاکمیت فرقه ای بر مبارزان راستین ایران زمین می باشد خبر مزبور را به شدت تکذیب کرده و داوری درباره این گونه ژاژخوایی ها را به نقاد راستین تاریخ و به وجدان بیدار ملت ایبران می سپارد.

تا سیه روی شود هر که در او غش باشد!

پاینده ایران

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مرداد 1384ساعت 20:23  توسط پان ایرانیست  | 

به نام خداوند جان و خرد

پاینده ایران

بیانیه شورای عالی رهبری حزب پان ایرانیست به مناسبت تضییقاتی دیگر که پس از یورش به کنگره دهم صورت می گیرد

ملت بزرگ ایران! چندی است که حاکمیت فرقه ای در صدد محدود ساختن کامل نیروهای ملی و وطن پرست بویژه حزب پان ایرانست که از استقلال اندیشه برخوردارند بر آمده است و با این هدف، ابتدا با محاصره محل کنگره از تشکیل دهمین کنگره حزب پان ایرانیست در روز جمعه ۳۱/۴/۸۴ جلوگیری به عمل آوردند و سپس با تهدید و فشار به مالک محل مسکونی که در اجاره سرور محسن پزشکپور بنیانگذار نهضت پان ایرانیسم می باشد خواستار تخلیه ی محل مذکور شده اند تا از تشکیل جلسات روزهای یکشنبه و چهارشنبه جلوگیری به عمل آورند!

اینک با توجه به تضییقات فراوانی که برای همه اندامان حزب در سراسر کشور به وجود آمده شورای عالی رهبری حزب پان ایرانیست ضمن محکوم کردن این گونه اقدامات ضد ملی به منظور ممانعت از مشکلاتی که ممکن است برای مراجعه کنندگان به محل جلسات و مالک ملک استیجاری فراهم شود و هم به دلیل امنیت جانی مراجعین، نشست های روزهای یکشنبه و چهارشنبه را تا اطلاع ثانوی متوقف اعلام می دارد.

پاینده ایران                           شورای عالی رهبری حزب پان ایرانیست

پنجم مرداد ماه هزار و سیصد و هشتاد و چهار

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 19:46  توسط پان ایرانیست  | 

هم میهنان عزیز

با خبر شدیم سرور مهندس رضا کرمانی عضو شورای عالی رهبری حزب پان ایرانیست برای فردا یعنی چهارشنبه ۵ مرداد ماه ۱۳۸۴ به دادگاه احضار گردیدند.

لازم به یادآوری است که بگوییم ایشان پنج شنبه هفته گذشته یعنی ۳۰ تیر ماه ۱۳۸۴ روز قبل از برگزاری کنگره دهم حزب پان ایرانیست نیز به دادگاه احضار شده بودند و حدود پنج ساعت پاسخگوی سوالات ماموران امنیتی بودند.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مرداد 1384ساعت 20:24  توسط پان ایرانیست  | 

در یکی از خبرهای کنگره از اتوبوس آذربایجان و کردستان ذکری به عمل آمده است. لازم به یادآوری است که کنگره دهم حزب پان ایرانیست یک کنگره سراسری بود و از تمام استان های ایران، یاران پان ایرانیست به این کنگره دعوت شده بودند. هر چند که در اغلب شهرهای ایران، مسئولان حزبی و دوستان پان ایرانیست از سوی برخی از عوامل مورد تهدید قرار گرفته بودند که در کنگره شرکت نکنند با این حال بسیاری از نمایندگان پان ایرانیست ها که شرایط حضور در کنگره را داشتند و بیش از چهارصد تن تخمین زده می شود علیرغم تهدید و ارعاب عوامل حاکمیت، عاشقانه و با قبول رنج سفر از راه های دور و دراز از استان های خوزستان، فارس، بوشهر، لرستان، کرمانشاهان، کردستان، آذربایجان، گلستان، خراسان، یزد، اصفهان، چهارمحال بختیاری و ... خود را به تهران رسانیده و می خواستند که در اجتماع ایران پرستان که منادی وحدت و یگانگی همه اقوام و تیره های ایران زمین بود متاسفانه با دخالت حاکمیت فرقه ای به تعطیلی کشانیده شد و حاکمیت فرقه ای نشان داد که مردم ما تا برای رسیدن به مرز دموکراسی باید هزینه های سنگینی را بپردازد و مسافت های زیادی را طی کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مرداد 1384ساعت 10:22  توسط پان ایرانیست  | 

در شب کنگره بانو زهرا غلام پور عضو شورای عالی رهبری و معاون دبیر کل حزب پان ایرانیست که برای مراسم چهلم درگذشت برادر ارجمندشان سرور مهندس ایرج غلامپور به خوزستان و شوشتر رفته بودند به محض ورود به فرودگاه مهرآباد به وزارت اطلاعات احضار گردیده و مورد تهدید بسیار برای جلوگیری از ورود نمایندگان پان ایرانیست ها و میهمانان کنگره دهم به سالن کنفرانس منزلشان گردیدند.

آن بانوی دلاور با مقاومت بسیار پان ایرانیستی خویش تمام تهدید ها و ارعاب ها را رد کردند و زیر بار تهدید ها نرفتند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مرداد 1384ساعت 10:8  توسط پان ایرانیست  | 

به نام خداوند جان و خرد

پاینده ایران

ملت شریف ایران

به آگاهی می رساند کنگره دهم حزب پان ایرانیست که قرار بود در ساعت ۹:۳۰ صبح روز آدینه ۳۱/۴/۱۳۸۴ در تهران برگزار گردد. متاسفانه از ساعت ۸ بامداد با محاصره محل کنگره توسط ماموران امنیتی و انتظامی و استقرار آنان در خیابان ها و میدان های اطراف از ورود نمایندگان پان ایرانیست های سراسر کشور جلوگیری به عمل آمد و ضمن تهدید و ایجاد ارعاب، شرکت کنندگان و میهمانان کنگره را متفرق ساخته و به گونه آشکار و بر خلاف اصل ۲۷ قانون اساسی حاکمیت فرقه ای نسبت به نقض حقوق اساسی و مندرجات منشور جهانی حقوق بشر اقدام نمودند.

 لازم به یادآوری است که از چند روز پیش از روز برگزاری کنگره اندامان و مسئولان حزب پان ایرانیست در شهرستان ها به ادارات اطلاعات احضار و به آنان تکلیف و تهدید شده بود که از شرکت و حضور در کنگره، جدا خودداری نمایند. بدیهی است این قبیل فشارها کمترین تردیدی در ادامه راه ایران پرستان و کوشش اندامان حزب پان ایرانیست برای رسیدن به حاکمیت ملی پدید نخواهد آورد.

شورای عالی رهبری حزب پان ایرانیست با محکوم نمودن این اقدام ضد ملی، خواهان رفع فشار و تضییع حقوق از پان ایرانیست ها و هواداران آنان در سراسر کشور می باشد.

شورای عالی رهبری حزب پان ایرانیست

                                                                شامگاه یکم مرداد ماه ۱۳۸۴

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مرداد 1384ساعت 22:21  توسط پان ایرانیست  |